فعلا هیچ خبری نیست....
پس این فن کمو میذارم!
این ویدئو مال فن میتینگ سال 2008 سوجو-ام توی ووهانه، کیفیتش خوب نیست، زیرنویسشم ویتنامیه، برای همین کلشو ترجمه میکنم الان! جریانو بخونین با کله میپرین دانلود میکنین!!
یعنی ی جاش ی چیزی گفت شیوون ک مجریه افتاد رو زمین از خنده!!!
مجری1: 4 تا کلمه بگو ک هیچ ربطی ب هم دیگه نداشته باشن..
(شبیه مسابقست، ب شیوون میگه همچین جمله ای ب چینی بگه.)
شیوون: "توی کتابخونه ی ووهان دوش میگیرم و درو میبندم."
مجری1: "آها، فهمیدم، بهتره بگیم: "چوی شیوون تو کتابخونه ی ووهان دوش میگیره و درو نمیبنده."
*فریاد حضار و اشاره ی معنی دار هانگنگ ب شیوون*
مجری2: همچین عادتی داری؟
*ژومی برای شیوون ترجمه میکنه*
شیوون: "آ آ، نه نه نه، قطعا درو میبندم..............................>>>> چون خیلی از هانگنگ میترسم!!!!!!"
*هانگنگ ب شیوون نگاه میکنه(:خودتو مرده فرض کن!!) و میاد ی چیزی بگه ک شیوون زانو میزنه و براش ادا در میاره،*
*هانگنگ میخواد فرار کنه ولی دونگهه نگهش میداره*
مجری1: نه نه، شرط میبندم شیوون فقط ی کمی لای درو میبنده...
*(نقطه اوج داستان)*
شیوون: وقتی دوش میگیرم، این (ب هانگنگ اشاره میکنه)، هر روز بدون استثنا، حتما ب بدنم نگاه میکنه!
*مجری1 از خنده سرنگون میشه کف زمین*
*سالن میره را هوا*
*هانی میاد طرف شیوون و شیوون بغلش میکنه*
شیوون: منم نگاه میکنم :|
هانگنگ: کی این حرفا رو ب چینی یادِ تو داده؟؟؟؟؟؟؟
مجری2: پشت تلفن گفتی خودت بهش چینی یاد میدی!!!
مجری1: چ طور میتونی همچین کاری کنی؟ دفعه بعد ب منم یاد بده!
هانگنگ: راستش.. ب خاطر اینه ک..... شیوون فقط همین حرفا رو بلده!!
مجری1: یعنی شیوون فقط بلده بگه ک وقتی دوش میگیره تو نگاهش میکنی. پس باید خیلی دیگه چینی بخونه!
شیوون: منم ب بدن هانگنگ نگاه کردم!!
*هنگ کردن حضار*
*مجری و هانگنگ برای چند لحظه صحنه رو ترک میکنن*
*هانگنگ ک آبروی خودشونو ریخته شده میبینه، با بیچارگی برمیگرده*
شیوون (ادامه میده) : بدنش بد نیست، خوبه (با شصتش میگه nice)
*پایان*
*مرگ حضار، دو مجری، سایر اعضا*
*شیوون با احساس رضایت ایستاده*